مدیریت توانبخشی

وبلاگ دانشجویان ارشد مدیریت توانبخشی دانشگاه جندی شاپور اهواز

بدینوسیله به اطلاع شما میرساند مرکز آموزش

علمی – کاربردی رعد واقع در شهرک غرب تهران ،

اولین دانشگاه کاملاً مناسب سازی شده جهت

استفاده افراد دارای معلولیت جسمی – حرکتی در

ایران می باشد که از مهرماه 1390 رسما آغاز به

کار کرده است . متاسفانه هنوز بسیاری از افراد

دارای معلولیت از وجود چنین دانشگاه مناسب

سازی شده ای بی اطلاع هستند . لذا از شما

دوست خوبم خواهشمندم تا با فروارد کردن این

ایمیل به دوستان و ادد لیست خود ، ما را در زمینه

اطلاع رسانی به افراد دارای معلولیت که براحتی و

بدون دغدغه پله و یا سرویس بهداشتی و ... ،

میتوانند از امکانات چنین مکانی بهرمند گردند یاری

فرمایید . ضمنا عزیزان می توانند پوستر زیر را بر

روی وب سایت و یا وب لاگ خود نیز به نمایش

بگذارند.

 
پیشاپیش از لطف و همکاری شما سپاسگزاریم
روابط عمومی مرکز آموزش علمی – کاربردی رعد
 


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 23:41  توسط رضوان سیاف  | 

برگرفته از سایت سازمان جهانی بهداشت

 اینجا میخوام یه آمار ناراحت کننده رو بذارم
 
 
About 15% of the world's population lives with some form of disability, of whom 2-4% experience
significant difficulties in functioning. The global disability prevalence is higher than previous WHO estimates, which date from the 1970s and suggested a figure of around 10%. This global estimate for disability is on the rise due to population ageing and the rapid spread of chronic diseases, as well as improvements in the methodologies used to measure disability.
 
 
حدود 15 درصد از جمعیت جهان با نوعی از معلولیت زندگی میکنند و 2 تا 4 درصد از آنها مشکلات قابل توجهی را درعملکرد تجربه میکنند. شیوع جهانی ناتوانی بالاتر از تخمین های قبلی سازمان جهانی بهداشت است که از تاریخ 1970،رقمی حدود 10 درصد پیشنهاد شده بود.این برآورد جهانی برای ناتوانی به دلیل سالمند شدن جمعیت و گسترش سریع بیماری های مزمن و همچنین بهیود در روش های مورد استفاده برای اندازه گیری ناتوانی رو به افزایش است.

برچسب‌ها: ناتوانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 0:56  توسط رضوان سیاف  | 

تعریف تکنولوژی کمکی از سایت who

Assistive devices/technologies

Young boy in wheelchair writing on school blackboard

Assistive devices and technologies such as wheelchairs, prostheses, mobility aides, hearing aids, visual aids, and specialized computer software and hardware increase mobility, hearing, vision and communication capacities. With the aid of these technologies, people with a loss in functioning are able to enhance their abilities, and are hence better able to live independently and participate in their societies.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 0:0  توسط رضوان سیاف  | 

سلام دوستان

با عرض پوزش بخاطر نبودن چند مدت پیش

مطلبی رو که اینجا میخوام بگم اینه که تو این ترم خیلی مطالب خوبی به ما ارائه شد

ولی بعضی اساتید با وجود اینکه خیلی عالی کار کردند و مطالب خوبی هم دادند ولی من دوست داشتم که از اول ترم بدونم که  آخره ترم چقدر حجم مطالب وجود داره که باید بخونم؟

همش مطالب در حال حذف و اضافه بود (اصلا منظورم یه استاد خاص نیست)

یه استاد خوب هم داشتیم که اول ترم مطالبی رو که باید ارائه بدیم و نمره ی اونا و موضوعشون و . رو روی یه برگه تایپ شده به ما تحویل داد و خیلی ایده ی جالبی بود

کاش اساتید همون اول ترم به دانشجوها بفرمایند که قراره دقیقا چه مطالبی رو بخونن تا زمان بندی دانشجوها هم بهتر انجام میشد خدا رو شکر این ترم با نمرات خوبی به پایان رسید که اساتید هم لطف بسیاری داشتند و فعالیت کلاسی رو هم در نظر گرفتن

و مثل دوران کارشناسی نبود که تمام نمره رو از برگه امتحان بخوان بدن

مهم پایا ن نامه است که باید خوب از آب دربیاد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 21:58  توسط رضوان سیاف  | 

تشکر

از همین جا از آقا رضای عزیز تشکر میکنم که به من کمک کردن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 22:23  توسط رضوان سیاف  | 

معلولیت و خانواده
باورهای ذهنی و تقویت حس خودباوری هر فرد به ویژه فرزندانی که به نوعی دارای معلولیت هستند در خانواده شکل می گیرد.
معلولیت و خانواده

باورهای ذهنی و تقویت حس خودباوری هر فرد به ویژه فرزندانی که به نوعی دارای معلولیت هستند در خانواده شکل می گیرد.

لذا اگر خانواده ها چنین باورهای غلطی در مورد فرزندان معلول خود داشته باشند و از حضور اجتماعی فرزند خود جلوگیری کنند دیگر چه توقعی از جامعه و افرادی که با معلولیت آشنایی چندانی ندارند می توان داشت؟ البته ناگفته نماند خانواده هایی نیز هستند که با تشویق فرزند معلول خود به حضور در جامعه و بین اقوام خویش به تمامی باورهای کهنه و غلط پشت پا می زنند.

دیروز به میهمانی خانوادگی دعوت داشتیم اما رفت وآمد برایم مشکل بود و من نرفتم. امروز جشن تولد خواهرم است ولی من در اتاق خودم می مانم. فردا عروسی اقوام است اما من خجالت می کشم و راحت نیستم، پس نمی روم. پس فردا قرار است به مسافرت برویم اما من به همراه خواهرم در خانه می مانم؛ آخر به قول پدرو مادر مسافرت مرا اذیت می کند و حق با آنهاست پس بهتر است چند روزی در منزل بمانم و استراحت کنم.

و همین طور فردا و فرداهایی دیگر می آیند و می روند و من به دلیل معلولیت و مشکلات جسمی و حرکتی به خودم و خانواده ام قبولانده ام که خانه نشینی برایم مناسب تر از حضور در اجتماعات گوناگون است. البته بهتر است بگویم گاهی نیز خانواده به من قبولانده که باید شرایط را بپذیرم، مشکلات رفت وآمد را درک کنم و از حضور در بین اقوام و اجتماعات مختلف پرهیز کنم.

منظور از من، من نوعی است؛ یعنی فردی که به هر دلیلی دچار معلولیت باشد. اینگونه باورهای غلط که در مورد معلولان مطرح شد هرگز جنبه عمومی ندارد اما با وجود فرهنگ سازی های مناسب و رسیدگی به امور مختلف زندگی معلولان هنوز هم شاهد این گونه برخوردها و رفتارها از طرف برخی خانواده ها و حتی گاهی از طرف خود شخص معلول هستیم.

باید به این باور رسید که ظاهر افراد نشان دهنده شخصیت آنها نیست. محروم کردن خویش از حضور در بین اجتماعات و ارتباط با افراد، باعث تضعیف روحیه و اعتماد به نفس همه افراد به خصوص معلولان می شود. باید پذیرفت در پس ظاهری با معلولیت جسمی می تواند روح بسیار بزرگ و ارجمندی نهفته باشد. جامعه معلولان ایران بارها و بارها اثبات کرده اند که داشتن معلولیت های مختلف مانع پیشرفت، ترقی و تعالی نمی شود.

اما گاهی اوقات به دلیل غلبه مشکلات و معضلات وهمچنین برخوردهای نامناسب برخی افراد جامعه با اقشار معلول شاهدیم که خانواده ها و حتی گاهی خود فرد معلول بر باورهای محکم و استوار خود خط بطلان کشیده و انزوا پیشه می کنند؛ در صورتی که مهم ترین نکته قابل توجه در زندگی انسان ها داشتن اراده ای پولادین است که نباید زیر بار سنگین ترین توفان ها شکسته شود. در این بین اگر خانواده که اساسی ترین عامل استواری بشر است حامی محکمی در برابر این توفان ها باشد و با تمام وجود، شرایط فرزند معلول خود را بپذیرد و از حضورش در اجتماع ترس و اِبایی نداشته باشد، مشکلات، باورهای غلط و نگاه های ترحم آمیز برخی افراد را به راحتی می توان تحمل کرد زیرا داشتن پشتوانه محکم روحی از طرف خانواده به منزله روزنه ای بسیار روشن به سوی موفقیت های آینده خواهد بود.

دوست معلول من! می خواهم به عنوان یک همنوع که خودم نیز از بدو تولد معلولیت جسمی و حرکتی دارم نکته بسیار مهمی از تجربه هایم برایت بگویم. قبول دارم که گاهی اوقات تحمل دردهای جسمانی، نگاه های مردم و کوتاه فکری برخی افراد برای حضور اجتماعی اقشار معلول بسیار سخت و طاقت فرساست، زیرا من خودم نیز بارها و بارها به دلیل چنین مشکلاتی حضورم را کمرنگ تر می کردم اما هرچقدر حضور کمتر باشد افراد جامعه نیز کمتر با معلولیت و شرایط این قشر از جامعه آشنا می شوند و آنگاه دیگر نیازی به رفع مشکلات ظاهری شهرها و معابر جهت آسایش رفت وآمد معلولان احساس نمی شود؛ آنگاه کسی به نیازهای فردی و اجتماعی معلول رسیدگی نمی کند و کسی از استعدادهای نهفته در وجود انسان هایی که خداوند آفریده مطلع نمی شود. اگر حضور کمتر باشد توجه کمرنگ می شود و این وضعیت انرژی مثبتی برای حل مشکلات نخواهد داشت.

دوست معلول من! باید حضور داشت؛ در جامعه، بین اقوام، در اجتماعات گوناگون فرهنگی، هنری، ورزشی و... باید حضور داشت تا افراد فکر کنند و درک کنند که معلول نیز زندگی می خواهد، تحصیل می خواهد تا بیاموزد، کار می خواهد تا زندگی کند و استعدادهایش شکوفا شود؛ ازدواج می کند و تشکیل زندگی می دهد تا همگان دریابند که جسم، همه زندگی نیست بلکه این روح و روان است که جسم را هدایت می کند و فرد را به سوی تعالی سوق می دهد.

خودمان را باور کنیم و خانواده هایمان را به این باور برسانیم که می خواهیم، پس می توانیم. اگر باورهای خانواده قوی و غیرقابل شکست باشد و روحیه فرد معلول برای غلبه بر مشکلات، پولادین و استوار باشد به همان نسبت افراد دیگر نیز بیشتر آماده پذیرفتن شرایط می شوند و رفته رفته مشکلات، کمتر و دیدگاه ها منطقی تر می شوند.

قبول کنیم اگر بخواهیم به تعالی برسیم می توانیم و اگر بتوانیم باید بدانیم که در آزمون الهی سربلند بوده ایم، زیرا به دنیا آمده ایم که ساخته شویم، به دنیا آمده ایم که آزموده شویم و اراده هایمان را محک بزنیم. اگر زندگی را زیبا ببینیم و شرایط را بپذیریم و شکست های کوچک باعث تضعیف روحیه مان نشود آنگاه است که به سوی پیروزی بزرگ و نهایی خواهیم شتافت و انسانیت را به معنای واقعی خواهیم یافت. پس پیش به سوی داشتن باورهای محکم برای ساختن آینده ای روشن.

فرزانه حبوطی
روزنامه همشهری
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1390ساعت 17:18  توسط رضوان سیاف  | 

ويژگ هاي يك هدف گذاري خوب كدام است ؟


Smart students have SMART goals""

 

روان­شناسان موفقیت معتقدند که 95 تا 97 درصد افراد جامعه اهداف خود را نمی­نویسند و تنها 3 تا 5 درصد افراد اهداف مکتوب دارند که همین چند درصد افراد موفق جامعه را تشکیل می­دهند.

به طور کلی آنچه به تلاش­های هر فرد معنا می­دهد اهدافی است که در آغاز مسیر حرکتش برای خود تعیین می­کند. پس می­توان تعیین هدف را به عنوان یکی از اولین قدم­های رسیدن به موفقیت و از عوامل اصلی انگیزشی در طی مسیر قلمداد کرد. بنا به اهمیت این موضوع به نظر ضروری می­آید که دانش­آموزان عزیز با این تکنیک اساسی آشنا شده و برای رسیدن به موفقیت از آن بهره ببرند.

اهدافی که برای خود تعیین می­کنید باید از 5 ویژگی برخوردار باشند که از آن­ها به عنوان SMART یاد می­شود. هر کدام از این حروف نشانه­ی یکی از این ویژگی­هاست که به آن می­پردازیم:

Simple(سادگی):اولین ویژگی­ای که در تعیین هدف باید مدنظر قرار گیرد، ساده بودن آن است. اهداف تعیین شده در عین سادگی باید روشن و قابل درک باشند. «امروز چند صفحه از کتاب ادبیات فارسی را می­خوانم» نمونه­ای از یک هدف مبهم است و«امروز از صفحه ی 1 تا صفحه ی 10 کتاب ادبیات فارسی را می­خوانم»، هدفی روشن و ساده است.

Measurable(قابلیت اندازه­گیری):اهداف باید به گونه­ای تعیین شوند که قابل ارزیابی و اندازه­گیری باشند و بتوان میزان دست­یابی به آن را ارزیابی کرد. پس از ارزیابی میزان موفقیت در رسیدن به اهداف، در صورت رضایت از عملکردتان به خود پاداش دهید و در صورت احساس عدم موفقیت در رسیدن به هدف باید در اهداف یا راه رسیدن به آن­ها بازبینی صورت دهید.

Action‑ based(عملیاتی بودن):برای رعایت این اصل باید یاد بگیرید که ازفعل­های عملی و قطعی در تعیین هدف بهره بگیرید. مثلا «تا روز شنبه (تاریخ دقیق) بر روی تست­های عربی کار می­کنم، نقاط ضعفم را برطرف می­کنم تا نمره­ی بالاتری نسبت به آزمون قبلی کسب کنم».

Realistic(واقع­بینی):در تعیین اهداف خود واقع­بینانه عمل کنید. اگر در آزمون قبل ترازتان 5500 بوده و در این آزمون تراز 7000 را به عنوان هدف خود تعیین کرده باشید، در تعیین هدف خود واقع­بین نبوده­اید. اهداف غیر واقع­بینانه در نهایت باعث از بین رفتن انگیزش و ناکامی فرد می­شود. در این مثال شما باید ابتدا تراز 5800 را هدف قرار دهید و به مرور به تراز 7000 برسید.

Time limited(کوتاه بودن):کوتاه بودن به این معناست که زمان رسیدن به اهداف کوتاه باشد. هدف از کوتاه بودن آن است که بتوانید به آسانی میزان موفقیت و میزان دسترسی به اهداف را ارزیابی کنید. برای این امر می­توانید اهداف بزرگ خود را به اهداف کوچک­تر تقسیم کنید. مثلا مرور کل کتاب را به مرور تک تک درس­ها و مباحث آن تقسیم کنید و یا موفقیت در آزمون سراسری را به موفقیت در آزمون­های آزمایشی تقسیم کنید.     

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 22:54  توسط رضوان سیاف  | 

مشاوره توانبخشی

The American Rehabilitation Counseling Association (ARCA) is an organization of rehabilitation counseling practitioners, educators, and students who are concerned with continually improving the profession of rehabilitation counseling in its service to persons with disabilities. In pursuit of this mission, ARCA:

  1. Provides leadership in advancing the profession and science of rehabilitation counseling.
  2. Promotes standards that represent the highest quality of professional rehabilitation counseling practice in a rapidly changing environment.
  3. Provides research findings with direct application to the current and future practice of rehabilitation counseling.
  4. Fosters dialogues and coordinates activities among rehabilitation counselors, educators, administrators, and other rehabilitation professionals within and among various specialty areas.
  5. Engages in active collaborations and partnerships with other national professional organizations and with consumer groups.

ARCA supports eliminating environmental and attitudinal barriers so that more opportunities in education, employment, and leisure are available to people with disabilities. ARCA’s activities are designed to: increase public awareness of the profession of rehabilitation counseling, engage the association’s members in outreach and education, promote leadership skills through participation in ARCA’s organizational activities, and to advocate for appropriate licensure requirements. ARCA‘s goals are addressed through public education, collaboration, and legislative activities.

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 23:48  توسط رضوان سیاف  | 

نابغه ی نخاعی ، توداستیبل فلدت

 

 

   
 

www.isaarsci.ir

   

 

 

 

 

تود استيبل فلدت ( Todd Stabelfeldt) از انسانهای برجسته ای است که مسئوليت زندگی خود را در چالش انگيزترين شرايط به عهده دارد و با شوخ طبعی و شيوه خاص خود زندگی می نمايد. او در سن هجده سالگی، در حالی که با پسر دائی خود ،با اسلحه ای باز می کردند ،در اثر اصابت گلوله به چانه اش، مبتلا به ضايعه تتراپلژی در ناحيه C4 (کوآدری پلژی ) شده است. اين اتفاق بیست سال پيش برای او رخ داده و حالا يک کارتمام وقت دارد و در جامعه فرد بسیار فعالی محسوب می شود. از نظر مالی کاملا"مستقل بوده و بطورکلی بدون نیاز به دیگران زندگی می کند .  

استيبل فلدت اخيرا" درکلاسی متشکل از دانشجويان فارغ التحصيل در رشته کاردرمانی (OT ) در دانشگاه واشنگتن چنین می گوید که : " درواقع من يک دوره 20 ساله در کوآدری پلژی ناحيه C4 گذرانده ام. اين دوره، بسیار سخت است و من آرزو می کنم که بتوانم آنرا سپری کنم ولی بعيد می دانم ازآن فارغ التحصیل شوم. من فلج هستم و این شرايط مشکل را برای هيچکس آرزو نمی کنم. ولی من چيزهای خيلی زيادی آموخته ام و احساس می کنم که می توانم آموخته هايم را به ديگران هم انتقال دهم با اين اميد که برای بهبودکيفيت زندگی سايرين نيز مفيد واقع شود".

استيبل فلدت در کلاس آموزشی تکنولوژی تجهيزات کمکی دکتر بريان داگئون (Dudgeon Brian) ، دستيار دانشکده توانبخشی يک سخنران دائمی است. داگئون می گويد: " من شيفته مطالب او هستم". " تود تاريخچه ای از آسيب خود را می گويد و با يک اعتماد به نفس خيلی بالا ،در مورداستفاده از تکنولوژی تجهيزات کمکی و طراحی محيطی برای اشتغال خود، ايجاد شرايط مناسب جهت زندگی مستقل و ساير شرایط اجتماعی توضيح می دهد. او در زمينه طراحی و اجرای سيستمهای فنی ابتکارات بسيار زيادی داشته، که در بهبود شرایط زندگی او بسيار موثر واقع شده اند.

استيبل فلدت يک جوان صريح و رک و با شوخ طبعی بالا ی خود ، با جرات زیادو اراده قوی، طی تحقيق و مطالعه بر روی تکنولوژی تجهيزات کمکی و استفاده از آنها در جاهای غير متعارف و بهره گيری از صنايع مختلف به خصوص صنایع دريايی ، راه حلهای ابتکاری مناسبی را برای زندگی مستقل خود ارائه داده است. او می گويد:
" ما در زمانی زندگی می کنیم که عموم افراد برای تکنولوژی های مورد نياز ما، و ايجاد امکانات کمکی برای ارتقای وبهبود سطح زندگی ما واقعا" بی تفاوت هستند".   

خانه استيبل فلدت بطور کامل شبکه بندی کامپيوتری شده است .بطوری که او می تواند بطور کاملا"مستقل به همه جای منزل خود دسترسی داشته باشد و از تلفن، ايميل، دوربين ها، سيستمهای CD و تصويری و کتب خود براحتی استفاده کند. يک مانيتور کامپيوتر در کنار تخت او تعبيه شده است. او می گويد: " هرشب هدفون خود را روی سرم قرار می دهم. من می توانم از طريق رايانه پنکه اتاق خودم را روشن و خاموش کنم. اگر کسی درهر ساعتی با من تماس بگيرد، من می توانم از طريق مانيتور پاسخ او را بدهم و از روی تخت خودم به هر مشکلی رسيدگی کنم. امروزه بسياری از صنايع هستندکه می توانند به ناتوانیهای من کمک کنند و باعث استقلال من شوند. "

استيبل فلدت يادآوری می کند که :" استفاده از تکنولوژی وسايل کمکی هميشه به اين شکل نبوده اند و در دهه 80 پيشرفت آنها بسيار بد بود. در مراحل اوليه، کارباآنها برای من جالب نبود و تا چند سال بعد هم به هيچ وجه نمی توانستم از آنها استفاده کنم و احساس می کردم شبيه يک نوزاد، مسئول زندگی خودم نيستم.به همین دلیل تصميم گرفتم در برخی جاها از فکرخودم استفاده کنم".

او کار با رايانه را آموزش ديد و بعداز سن 18 سالگی ، صاحب يک شغل برنامه ريزی برای يک شرکت نرم افزار پزشکی شد. او در کارش خیلی رشد کرد و حالا مدير یکی از قسمتها است.

استيبل فلدت در آپارتمان خود به تنهايی زندگی می کند و لی يک مراقب شخصی نيز داردکه صبح ها و شب ها به او کمک می کند. او در خانه کارهايش را بصورت کنترل از راه دور انجام می دهد و گاهگاهی نيز به دفترش می رود و رفت و آمد او نيز از طريق سيستمهای ترابری و به تنهايی انجام می گيرد. از آنجائی که او از شانه به پائين فلج است ، از يک ويلچر برقی استفاده مي کند و حرکتش نیز بوسيله یک سيستم دارای دکمه های فيبر نوری و کنترل صدا و با استفاده ازیک کنترل کننده که در ناحيه چانه او قراردارد،انجام می گیرد.  

استيبل فلدت همیشه ساده ترين راه حلهای تکنولوژی وسائل کمکی را بکارمی گیرد. وقتی که تکنولوژیهای ساده به خوبی عمل کنند، او به شدت از روشهای پيچيده پرهيز می کند.

استيبل فلدت ترجيح می دهد که همیشه ويلچرش مرتب و شيک باشدو خودش هم ظاهری خوشايند داشته باشد. چرا که او می گويد: " وقتی که مردم مرا می بينند، آنها بیشتراز اینکه به صندلی من توجه کنند به من نگاه می کنند." او يک روکش پارچه ای از جنس کتان برای کيسه ادرار خودش طراحی کرده تا کمترين امکان برای مشخص بودن وجود داشته باشد و چرا که می گويد: "من اعتقاد دارم که مردم ديدن يک کيسه پارچه ای را به ديدن ادرار ترجيح می دهند". اين کيسه با چيزی به ويلچرش بسته نمی شود بلکه دو تا قلاب دارد. او متعجب است که " کسی فکر نمی کند که قلابهای کيسه ادرار چقدرمهم هستند؟ ". ولی آنها اهميت زیادی دارند و اين يکی از آن چيزهای زیادی است که او در راه سخت خود یادگرفته است.

او در لحظات سخت با شوخ طبعی به مشکلات خود رسيدگی می کند. او می گويد:
" شوخ بودن برای من يک موضوع مهم محسوب می شود. چراکه من خیلی از فشارها ومشکلاتم را با شوخی برطرف می کنم".

احساسی که استيبل فلدت نسبت به ظاهر هر چيزی دارد، از ظاهر شخصی خودش پیداست. او معمولا" خيلی خوب و به شکلی که عرف جامعه  است خود را آراسته می کند .فرم موها و ريش او ظاهری معصومانه به او داده اند. او می گويد: " من دو ست دارم بوی خوبی بدهم و لباسهای زيبا بپوشم و اين موضوع برايم اهميت زيادی دارد. "

او شيفته خياطان منطقه نورداستروم ( Nordstrom ) است که لباسهايش را متناسب با بدن، ويلچر و برای کارش می دوزند و معمولا" با او بسيار با احترام و ادب برخورد می کنند. او می گويد: " با من مثل مشتريان دائمی نورداستروم رفتار می شود و وقتی به آنجا می روم يک احساس عالی به من دست می دهد."

استيبل فلدت در مورد ايمنی و آمادگی درشرایط اضطراری خيلی وسواس دارد، به همين دليل برای حفظ استقلال خودش خيلی سخت به تکنولوژی وسایل کمکی اعتماد کرده است.به همین دلیل اواز يک سيستم پشتيبانی (متشکل از از باتريهای مجزا که با همديگر وصل شده اند و دائما" بوسيله جريان برق شارژ  می شوند)بهره می برد که در موارد قطعی برق ،تمامی تجهيزات او را پستیبانی می کند. او   می گويد: " من همه کارهايم را بوسيله اينترنت انجام می دهم و اگر برق قطع شود، نمی خواهم ارتباط خودم را از دست دهم. من برای همه چيز پشتيبانی قرارداد ه ام بطوری که اگر حتی 3 روز هم برق قطع شود ،مشکلی برايم به وجود نمی آيد. "

او می گويد: " درست است که باتريها معمولا" گران، سنگين و طول عمر پيش بينی نشده ای دارند، ولی شما نمی توانيد برای استقلال و امنيت خودتان قيمت بگذاريد . من شب ها از بای پاپ Bi-PAP ( يک نوع دستگاه تهويه برای تنفس ) استفاده می کنم، ودرواقع باتريهای پشتيبانی ناجی من هستند".

استيبل فلدت از نظر افراد ناتوان يک نابغه محسوب می شود .او از نظر مالی کاملا" مستقل است و هيچگونه کمک و حقوق مزايای دولتی دريافت نمی کند. دکتر داگئون ( Dudgeon ) می گويد" من هیچکس را سراغ ندارم که با چنين سطح ضايعه نخاعی ، به اندازه تود در زمينه های اشتغال، وضعيت زندگی و گرفتاريهای اجتماعی موفق باشد. راهکارهای ابتکاری که تود در زمينه استقلال ارائه داده، بی نظير هستند."

استيبل فلدت علاقمند است که آموخته ها و تجربياتش را در اختيار شنوندگان بی شمار خود قرار دهد و ديگران نيز از آن بهره مند شوند. بعلاوه در شغل تمام وقت خود، او يک سخنران با انگيزه است که برای گروههای دبيرستانی و جوانان خطابه خود را با گفتاری شوخ ايراد می کند.

از نظر سازمان ضايعات نخاعی منطقه شمال غرب دانشگاه واشنگتن، او يک مربی و مشاور ضايعه نخاعی محسوب می شود و با اعضا گروه مشاورين نخاعی هم پايه است و يکی از مدعوين هميشگی مجامع و جلسات ضايعات نخاعی می باشد. او مايل است نه تنها در مورد روشهای شگفت انگيز تکنولوژی کمکی برای افراد معلول صحبت کند،بلکه تجربیات شخصی خوددرموردغلبه برهر نوع مشکل را بیان نماید.

داگئون می افزايد که:"تود به توانمندی جوانان اهميت خيلی زيادی قائل است. او خيلی صريح و آزاد از داستانها و شوخی های بی ريای خود برای بيان و تشريح يک زندگی مملو از چالش استفاده می کند، با اين حال هر کسی می تواند از زندگی او درس بگيرد".

 ****

منبع:مقاله:   " توداستیبل فلدت ،نابغه ی نخاعی"  مترجم:مهندس عباس کاشي(ohealth2007@yahoo.com)  - انتشار : مركز ضايعات نخاعي جانبازان - شهریورماه 1387 -برگرفته از: SCI FORUM REPORTS  - Taking Charge after SCI -

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 15:54  توسط رضوان سیاف  | 

کمک.................................................................................................

یه دختر کوچولوی ناز تو مجتمع سحر(مهد کودک کم شنوا و ناشنوا) ثبت نام کرده  که بودجه ی مالی نداره کاشت حلزون بشه آخه مشکل شدید شنوایی داره چهار سالشه اگه کسی بضاعت مالی داره که بهش کمک کنه بهم خبر بده داره دیر میشه سن طلایی یادگیری زبان رو داره از دست میده آیا کسی میتونه کمک کنه
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت 19:34  توسط رضوان سیاف  | 

مطالب قدیمی‌تر